چکیده: ارائه محصول (کالا/خدمت) توسط هر مجموعهای جهت جذب سود و به دست آوردن سرمایه و اندوخته مالی است و در این راستا هزینهیابی و قیمتگذاری به عنوان پایهای از یک سیستم اطلاعات مالی نقش تاثیرگذاری خواهد داشت. با توجه به جایگاه سلامت و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی، در این حوزه نیز هزینهیابی و مدیریت هزینهها در راستای برنامهریزی جهت استفاده از منابع و ارائه خدمات با کیفیت از اهمیت بالایی برخوردار است. با بررسی پژوهشهای انجام شده میتوان گفت استفاده از مدل ریاضی و داده کاوی در سیستم سلامت، موضوعی است که کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. با توجه به اهمیت حوزه بهداشت و درمان و اهمیت بخش آزمایشگاههای بالینی در این حوزه و همچنین با توجه به افزایش تقاضاها و محدودیت منابع در این بخش، وجود یک مبنای مناسب به منظور محاسبه و کنترل هزینهها اهمیت فزایندهای یافته است. این تحقیق به صورت مقطعی و بر روی خدمات آزمایشگاه انجام میگردد. روش گردآوری دادهها به صورت میدانی بوده و با مراجعه روزانه به آزمایشگاه برای کسب اطلاعات و ایجاد مجموعه داده در اکسل انجام شده است. این پژوهش از نوع کاربردی است و برای تخمین تابع زمان کاری روزانه مورد نیاز هر یک از پرسنل بر اساس تعداد آزمایشات از هر نوع در هر روز و در نهایت حل مسئله قیمتگذاری خدمات آزمایشگاهی، از ترکیب مدلهای دادهکاوی و ریاضی انجام شده است. از رگرسیون برای پیشبینی ساعات کاری روزانه پرسنل بر اساس تعداد آزمایشهای هر نوع در هر روز استفاده و دقت این مدل با شاخصهایی ارزیابی شده و نتایج قابل بهینهسازی است. برای مسئله قیمتگذاری، از یک مدل بهینهسازی عدد صحیح مخلوط با تابع هدف حداکثرسازی سود استفاده شده است. این مدل رابطه خطی یا غیرخطی بین قیمت و تقاضا را در نظر میگیرد و محدودیتهایی مانند ظرفیت زمانی پرسنل و تقاضا را لحاظ و تحلیل حساسیت میکند. خروجی مدل پیشبینی ساعات کاری بهعنوان محدودیت در مدل قیمتگذاری استفاده میشود تا با توجه به تقاضا و ظرفیت زمانی، بهترین قیمتها تعیین شود. بررسیهای صورت گرفته نشان داد که توصیف آماری دادهها نقش محوری در شناخت وضعیت موجود دارد. تحلیل دادهها نشان داد که ساعات کاری میان موقعیتهای شغلی مختلف در آزمایشگاه به طور قابل توجهی متغیر است. این تنوع میتواند ناشی از عواملی مانند ماهیت وظایف هر بخش، تقاضای فصلی برای خدمات، یا محدودیتهای عملیاتی باشد. استفاده از مدلهای پیشبینی برای تخمین نیازهای منابع انسانی در این پژوهش، عملکرد قابل قبولی داشت. یکی از دستاوردهای کلیدی این پژوهش، تحلیل مسئله قیمتگذاری خدمات آزمایشگاهی بود. در این بخش، مدل خطی نشان داد که تنظیم قیمتها میتواند به طور موثری تعادل بین تقاضا و سودآوری را برقرار کند. برای آزمایشهایی که حساسیت تقاضا به قیمت بیشتری دارند، کاهش قیمت منجر به افزایش قابل توجه تقاضا و در نتیجه بهبود درآمد شد. این امر نشاندهنده اهمیت درک حساسیت تقاضا در تدوین سیاستهای قیمتگذاری است. از سوی دیگر، برای آزمایشهایی با تقاضای پایدار و حساسیت کم، افزایش قیمت استراتژی بهینهتری بود. مدل غیرخطی نیز این یافتهها را تایید کرد. تحلیل حساسیت بهعنوان بخش دیگری از این پژوهش نشان داد که مدیریت ظرفیت زمانی یکی از عوامل حیاتی در بهینهسازی عملکرد آزمایشگاهها است.